تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳٠ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

 

سلام بچه ها...

به وبلاگ من خوش اومدین...

من فاطمه ام و سال دوم رشته ریاضی فیزیک هستم. اگه خدا بخواد میخوام رشته دانشگاهیمو یا معماری بخونم یا داروسازی(دانشگاه علوم پزشکی تهران). ولی حیف که یکیش ریاضیه یکیشم تجربی!!!

از درس خوندن خوشم میاد ولی از خرخونی نه!!!

BF ندارم، نمیخوامم داشته باشم. چون به نظرم فقط علافیه.بهتون بر نخوره ها، این نظر شخصیه منه...

امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد. موضوع خاصی نداره و از هر متنی که خوشم بیاد براتون تو پستا میذارم...

انتقاد، پیشنهاد و ... به شرطی پذیرفته میشه که توهین نباشه(چه به خودم چه به وبلاگم) در غیر اینصورت کامنتتون حذف میشه...

درضمن به جز دخترا لطفا کسی برام نظر خصوصی نذاره...فک کنم منظورمو فهمیدین...

...خوش بگذره...

راستی این پست ثابته

بای بای



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

دوست داشتن یعنی:

بیست نفر واسه تو سالاد فصل سلطنتی درست میکنند…

اما لب نمیزنی …

ولی دوست داری تره ای رو بخوری که اون هیچوقت واست خرد نمیکنه.



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳ | ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم


  میدونید چرا برزیلیا تو درس هیچی نمیشن؟
دلیلش اینه!
+لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا..
-حاضر
+ادسن آرانتس دنا سمنتو…
-حاضر
+مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز…
+مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز…؟!!
-آقا مانوئل فرانسیسکو دوس سانتوز نیومده غایبه
+آنتونیو دی اولیورا فیلهو
-حاضر
+رونالدو ده آسیس موریرا
-حاضر
….
خوب لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا پاشو بیاد درس جواب بده
.....دیریریرینگ زنگ خورد!:



تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

ساعت 7 صبح داییم به گوشیم زنگ زده برداشتم میگم: بــــــــله!؟
میگه اِ خواب بودی؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ سر صبحی صدامو شکل داریوش کردم حال کنی!

دوستم اومده صاف رفته نشست رو بالشم! میگم:راحتی‌؟ میگه: بلند شم یعنی‌! میگم: پـَـَـ نَ پـَـَـــ بشین قالب باسنت شه یه موقع گم شدی واسه تشخیص هویت ازش استفاده کنیم.

رفتم مغازه دارو سوسک کش خریدم . میگم بریزم زمین اینو؟یارو میگه پَـــ نَ پَـــ صبح ظهر شب با یه لیوان آب بده سوسکه بخوره.

دارم سبزی خورد می کنم ... دستم بریده ... میگم مامان چسب داری؟
میگه دستتو بریدی؟!
پَـــ نَ پَــــ می خوام کارم تموم شد دوباره سبزیارو بچسبونم!

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه

دراز کشیده بودم لب استخر ... دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پَـــ نَ پَـــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

سر جلسه امتحان می گم استاد چقد دیگه وقت داریم؟
میگه تا آخر امتحان؟
پَـــ نَ پـَـــ تا ظهور آقا امام زمان

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟میگه تقلب میخوای؟میگم پـَـــــــ نَ پــَــــــــ میخوام ببینم سطح علمیت درچه حد با خانواده بیایم خواستگاریت

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم ...
اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه عشقم داری کباب درست میکنی؟
پَـــ نَ پَـــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم ...
عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟!
پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم !

دزد اومده خونمون همه جا رو بهم ریخته ... ۲ تا فرشمونو برده ...
زنگ زدیم پلیس اومده میگه خونتون دزد اومده؟
پـَــــــــ نَ پَــــــــ می خواستیم تغییر دکور بدیم گفتیم شما هم بیاین نظر بدین !

دوستم زنگ زده میگه چکار میکنی ؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه . میگه مگه خرابه ؟ پَــــ نَ پـَــــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ | ٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

 

برای پر کردن نقطه چین از لینک های زیر استفاده کنید:

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

داشتم تو اتوبان می رفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد، باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق می زدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم: پس چرا حواست به بچه ات نیس؟

یه دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصغر پس ننت کووو؟

منبع:یکی از لینک های وب



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

دیرین دیرین دیرین دیرین دیرین دیرین دیریییین دیریریریریرین...

 

بی ذوق!

با احساس بخون!اهنگ پلنگ صورتیه!



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ | ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

سلام بچه ها.از دیشب هر چی سعی کردم نتونستم یه پست خوکشل بذارم.اخه ویندوزمو عوض کردم همه چی ریخته به هم واسه همین نتونستم عکس آپلود کنم چون فلش پلیر ندارم.حالا شما عذر منو به بزرگی خودتون بپذیرین.پس:

ولنتاینتون مبارک.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

پسر به دختر گفت: اگه یه روزی به قلب احتیاج داشتی، اولین نفری هستم ک قلبمو با تمام وجود تقدیمت می کنم. دختر لبخندی زد و گفت: ممنونم.

تا این ک یه روز اون اتفاق افتاد و حال دختر خوب نبود... نیاز فوری به قلب داشت ولی از پسر خبری نبود.

دختر با خودش گفت: میدونی ک هیچ وقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی... ولی این بود اون حرفات... حتی به دیدنم هم نیومدی... شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم. آروم گریه کرد و دیگه هیچی نفهمید.

چشاشو باز کرد... دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت:چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت: نگران نباش، پیوند قلبت با موفقیت انجام شد... باید استراحت کنی... در ضمن این نامه برای شماست.

دختر نامه رو برداشت. اثری از اسم روی پاکت نبود... بازش کرد... دختر نمی تونست باور کنه... اون این کارو کرده بود... اون قلبشو به دختر داده بود... .

سلام بچه ها. یه خواهشی ازتون داشتم.اگه میشه همه نظراتو تو پست ثابت نذارین. تو اون یکیا هم بذارین مثل این ک هیچ کدومتون مطالب رو نمی خونین و الکی میاین یه نظر میذارین ک وبت خوبه،موفق باشی بای.



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٩ | ٩:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت 

در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت

بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

سلام...

عیدتون مبارک. ضمن تبریک این عید بزرگ به همه ی مسلمونا و ایرانیا وهم چنین به محضر آقا امام زمان(عج) چن تا اس ام اس گذاشتم برا تبریک عید تا با اونا به کسایی ک دوسشون دارین عید و تبریک بگین.

اس ام اس ها

        

گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی

در این شب پر فیض تو خواهی ثمراتی

باید که به کوری دو چشمان حسودان

بر احمد و آلش بفرستی صلواتی

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد ...

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک

ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی

چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

به امر رب خود لبیک گوییم

به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد

اللهم صل علی محمد

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را 

ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا

ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ . . .

یا محمد ای خرد پابست تو    ای چراغ مهر و مه در دست تو

هر زمان گلواژه هایت تازه تر    بلکه از هستی بلند آوازه تر

ختم شد بر قامتت پیغمبری    این ترا باشد دلیل برتری . . .

عزت امت تو در گرو وحدت توست

وحدت امت تو پیروی از عترت توست

طاعت عترت تو،طاعت حق،طاعت توست 

در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست

ای پادشاه عالم عشقت به سینه دارم

در قاب سینه ی خود عکس مدینه دارم

دارم ولایت تو ، در دل محبت تو

سر مست جام عشقم ، در شام بعثت تو

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست

بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست

شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

به خدایی خدایی که جهان را آراست

شیعه بودن شرف و عزت و آزادی ماست

شیعه تا خون به رگش موج زند یار علی است

«میثما» شیعه همان میثم تمار علی است

 



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٦ | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

     

هنگام دیدن کسی ک عاشقش هستشد تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما موقع دیدن کسی ک دوستش میدارید احساس سرور و خوشحالی   می کنید.

وقتی به کسی ک عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید ولی وقتی به کسی ک دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.

وقتی کنار معشوقه ی خود هستید نمی توانید آن چه در ذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی ک دوستش دارید توانی کامل را دارید.

در مواجه با کسی ک عاشقش هستید خجالت کشیده و دست و پایتان را گم می کنید اما در مورد فردی ک دوستش دارید راحت بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

شما نمی توانید به چشمان کسی‌ ک عاشقش هستید زول بزنید ولى در مورد‌ کسی ک دوستش دارید درحالی ک لبخند بر لب دارید می توانید مدت ها به او خیره شوید.

وقتی معشوقه شما گریه می کند شما نیز گریه خواهید کرد اما درمورد کسی ک دوستش دارید سعی بر آرام کردن او دارید.

احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه«دیدن»است اما درک دوست داشتن از طریق شنوایی است(از طریق ابزاری برای ابراز دوست داشتن)

شما می توانید یک رابطه دوستی را پایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمانتان را بر احساس عاشق بودن ببندید. چرا ک حتی اگر این کار را بکنید عشق برای همیشه در قلب شما خواهد ماند.

از یه وبلاگ دیگه این مطلبو بر داشتم چن تاشم حذف کردم.شرمنده نمیدونم آدرسش کدومه.اگه یه وقت صاحبش اومد دید ناراحت نشه بالا خره خودشم از یه جا دیگه کپی کرده حالا چه وبلاگ یا یه کتاب!



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٦ | ۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

اگه طرف مقابلت یه وسیله توی کمدت باشه، دوس داری کدامیک از وسیله‌ های زیر باشه؟

کتاب

وسایل شخصی

مداد

لباس

عطر

کفش

جواب تو ادامه مطلب منتظر شماست...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢ | ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

سلام...

خوبین؟

خوشین؟

سلامتین؟

ما هم خوبیم.داریم روزگار میگذرونیم دیگه...

دیروز امتحان آخرو دادیم تموم کردیم...خیلی خوشحال بودم... ولی بعدش زد حال زدن در حد لالیگا...

چشتون روز بد نبینه... سپید زنگ زد گف فردا باید بریم مدرسه...ما هم ک دلمون خوشه فردا تعطیلیم...بد جور حالمو گرف...

دیگه هیچی دیگه...فردا صب ینی امروز صب بیدار شدم کتابامو حاضر کردم برم مدرسه... وای خدا... برنامه هفتگیمون یادم رفته بود...گشتم پیداش کردم برناممو گذاشتم...تو راه هی می گفتم: خدا جون چی میشه برم ببینم در مدرسه بسته ست و هیش کیم نیومده؟؟؟ وقتی رسیدیم(با دوستام میرم مدرسه)دیدیم همه هستن...رفتیم کلاس دوم تجربیا...تازه فهمیدم یه سوتیه اساسیم دادم خبر ندارم...به جای این ک برنامه روز یکشنبه رو بردارم مال دوشنبه رو برداشته بودم...همه امروز گیج میزدن...

بد بختی اینجاس از اول تا آخر بیکار نشستیم...فقط با هم حرف زدیم...فک کنم کل این هفته همین جوری بگذره...وای چه روزای خسته کننده ای...

آخه مثلا اگه میذاشتن میموندیم خونه یکم میخوابیدیم چی میشد؟؟؟

2 شهریور تولد سپید بود ولی من امروز براش کادو گرفتم...شرمنده سپید جون طول کشید...

چون سپید خودش گفته، میخوام ماجرای امشبم بهتون بگم...

قرار بود بعده شام برم خونشون... مامی سپید زنگ زد برا شام دعوتم کرد...

منم ک با کسی تعارف ندارم...یکم ناز کردم ولی به هر حال رفتم...

اولش قرار بود بریم خونشون عشق و حال...ولی... ولی چشتون روز بد نبینه...

خانوم صالحی زنگ اخر ورقه های دین و زندگیو آورد زد تو ذوقمون...ولی خانوم قبول کنین،2 نمره نباید از سوال 5 کم میکردین...18 گرفتم...حالا قراره یه چی درس کنم تا خانوم نمرمو کامل بده...مال سپیدم بهتر از من نبود...واس همین قرار شد خونشون دو تایی یه چیز درس کنیم...

ولی...

هیچی دیگه...کامپیوترشون شده بود مثه حرکت لاک پشتی...جونمون در اومد نتونستیم وبلاگمونو آپ کنیم...راستی اگه خواستین به این وبم یه سری بزنین...

http://elahi91.persianblog.ir

مال منو سپیده...دو تایی برا دین و زندگی درس کردیم...

وبلاگو ک نتونستیم درست و حسابی آپ کنیم...اون چیزیم ک میخواستیم درس کنیم باز با کامپیوتر بود...باید یه چیزیو چاپ میکردیم...منم تو فلشم چن تا عکس برده بودم تا ازشون استفاده کنیم...

کامپیتشون فلشمو باز نکرد...دیگه دیوونه شده بودیم...

بی خیال شدیم ... قرار گذاشتیم فردا سپید بیاد خونه ما شاید اینجا بتونیم چیزی درس کنیم...

الانم اومدم خونه وب خودمو دارم آپ می کنم...

راستی یادم رف بگم...ما شامم خوردیم...خاله سکینه(مامی سپید)دستتون درد نکنه... من ک هیچ جا شام نمیخورم و از هر غذایی ایراد می گیرم مال شما رو خوردم...خوشمزه بود...

راستش من فقط غذاهای مامی خودمو دوس دارم...ولی ماکارونی ها و آش دوغ مامان جونم(مامان مامانم)حرف نداره...

خب دیگه از این به بعد سعی می کنم زود زود آپ کنم...

دوستون دارم...

بای بای



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

سلام،خوبین بچه ها؟ با امتحانا چیکار میکنین؟ اون شما رو برده یا شما اونو؟ اومدم برا تبلیغات!!! ولی اولش میخوام بدونم:

کیا اهل باشگاه پروازن؟؟؟

اگه یکم براتون گنگه برین صفحه 650 تلتکست شبکه دو... پشیمون نمیشین...

یه چیز دیگه هم میخواستم بگم:

آهنگم بده؟

آخه یه نفر از بچه ها گف عوضش کنم!!! به نظرتون عوضش کنم یا نه؟ البته اگه بمونه هم زیاد نمیمونه. فوقش تا آخر همین ماه ولی اگه بده بهم بگین، خب؟ پس تا بعد...

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟!

بی پناهم، خسته ام، تنهام، به دادم میرسی؟!

گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم...

ضامن چشمان آهو ها به دادم میرسی؟!

رحلت نبی خاتم، دومین و هشتمین ستاره های آسمان ولایت و امامت را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (عج)، شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت(ع) و تمامی  مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم...



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

از برو بچ ترک و لر معذرت میخوام فقط برای خندست!!! در ضمن برا بعضیاش جنبه ک دارین دیگه،نه؟!

اگه میخوای همه ی افراد فامیلتونو؛ از دختر خالت گرفته تا نوه ی عموتو با هم تو یه روز ببینی، پاشو همین الان دست دوس دختر یا دوس پسرتو بگیر با هم برین بیرون یه دوری بزنیین!!!

هر وقت میری سر یخچال یه چیز خوشمزه پیدا می کنی...

لیلی شدم مجنون شدی؛شیرین شدم فرهاد شدی؛حواشدم بعید میدونم آدم بشی.

می گفتند علف به دهن بزی باید شیرین بیاد. یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از این ک طرف اصلا بز نبود، گاو بود!!!

گلم، نازم، عسلم، شیرینم، با نمکم، عزیزم، خوشگلم، تازه باحالم هستم...

قیمت گل رفته بالا؛ قدر خودتو بدون چون صد در صد قیمت کودم رفته بالا!!!

رفتم گلستون تا برات گل بچینم دیدم شلوار تنمه!!!

قده سلولای بدنم دوست دارم اخه تک سلولیم... شوخی کردم تو نفس منی...از طرف یه مرده...

فقط یه بار بهت میگم دوست دارم... چون خوب نیس آدم زیاد دروغ بگه!!!

ترکه و انگلیسیه همدیگرو می بینن؛ ترکه میگه: اسمت چیه؟میگه: وات هستم، جیمز وات... ترکه میگه: باس هستم، عاب باس...

بر اثر شوخیه یک لر 45 نفر کشته میشن!!! این حادثه وقتی رخ میده ک لره چشای راننده اتوبوسو گرفته و گفته: اگه گفتی من کیم؟

یارو رو میبرن دادگاه! قاضی بهش میگه: خاک تو سرت این چهارمین بارته میارنت اینجا... لره میگه: خاک تو سر خودت که همیشه اینجایی...

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. در نگاهش هزاران عشق را خواندم. نگاهم کرد هزاران دل به او بستم. نگاهش را عاشقانه با نگاهم پاسخ گفتم. باز نگاهم کرد... تازه فهمیدم یارو گوزیده فقط میخواد بدونه فهمیدم یا نه...

به یارو میگن اوج خجالتت تو زندگیت کی بوده؟ میگه رفتم خونه دیدم عباس آقا به زنم رفته حموم، نه صابون داریم نه شامپو...انقدر خجالت کشیدم...



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

دل هایم برایت تنگ شده اند...

آخه تو که نمی دونی...

برای فراموش کردنت دو دل شده ام...

نداشتن تو یعنی این که:

دیگری تو را دارد!!!

نمی دانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل این ک دیگری تو را دارد...

بعضی وقتا اونقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه،

خودش از نبودنش خجالت میکشه!!!

اونی ک زود میرنجه

زود میره، زودم بر می گرده...

اما اونی ک دیر میرنجه

دیر میره، اما دیگه برنمی گرده...

هستند...

کسانی ک روی شانه هایتان گریه می کنند...

و وقتی شما گریه می کنید، دیگر وجود ندارند...

به یه جایی از زندگی ک رسیدی

می فهمی رنج رو نباید امتداد داد...

باید مثل یه چاقو ک چیزا رو میبره و از بینشون رد میشه

از بعضی آدما بگذری و برای همیشه تمومشون کنی...

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست؛

گاه نگاه است

و گاه سکوت ابدی...

اگر بتوانی دیگری را همان طور ک هست بپذیری و عاشقش باشی،

عشق تو واقعی ست...

تو زمونه ای ک همه دوس دارن خاص باشن تو سعی کن عادی باش!!!

اینجوری خاص ترین آدمی...

عشق یعنی ساختن پل، نه دیوار...

خدایا آخرش من نفهمیدم اینجایی ک هستم تقدیر منه یا تقصیر من!!!

همیشه تو قلبمی...

اگه احساس کردی جات بده بگو بذارمت رو چشم...

از خدا میخواهم آن چه شایسته توست به تو هدیه دهد

نه آن چه آرزو داری!!!

زیرا گاهی آرزو های تو کوچک است

و شایستگی تو بسیار...

شاد بودنت را در کف دستانم مینویسم تا وقت دعا اولین خواسته ام از خدا باشد...



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ۱:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ۱:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!!!

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!

داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی نمی دونی چته میری در یخچالو وا میکنی!

                    آخه موجود اینقدر سنگ صبور؟!

اینقدر محرم؟!

اینقدر باحوصله؟!



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

اگه از بچگی به جای سیگار بهمون میگفتن مسواک ضرر داره، الان هیش کی دندون درد نداشت.

روش های رفتن به خارج:

      با ماشین

      با اتوبوس

      با هواپیما

      با قاچاق

      با فتوشاپ

وقتی حس درس خوندن بهم دس میده،5 دیقه دراز میکشم برطرف میشه!!!



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

هیچ وقت نگو رسیدم ته خط...

اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط...

یادت بیار که معلم کلاس اولت گفته:

نقطه سرخط...



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

اللهم صل علی محمد و ال محمد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

الان همه اینو میخونن منم ثواب میکنم!

من حتی اینجا هم فکر آخرتم هستم.



تاريخ : شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩ | ٤:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

 

 

برای امتحانا درس خوندی؟؟؟



تاريخ : شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩ | ۳:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

 

christmas gift may be many things

.or it may be a few

for U,The joy

;is each new toy

but for ME

.it,s watching U

هدیه ی کریسمس میتونه خیلی چیزا باشه

یا اصلا چیز خاصی نباشه.

برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشه؛

اما برای من

کریسمس یعنی دیدن تو.

بچه ها کریسمستون مبارک.



تاريخ : شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

ای کاش سه کلمه ی غرور، عشق و دروغ وجود نداشتن تا آدما به خاطر غرور در مورد عشقشون دروغ نمی گفتن.



تاريخ : شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره....

(برو ادامه مطلب)



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٦ | ٥:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

لبخند عکسا تو ادامه مطلبن لبخند

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٦ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

سلام بچه ها.

خوبین؟

من خوبم.

حالا نظرتون چیه؟دفه ی قبل که منو شرمنده کردین،ببینم ای بار با نظراتتون چیکار میکنین.

??? وبلاگم چه جوریه ؟؟؟

هر چی میخواین بگین.فوقش اینه که از نظرتون خوشم نیاد و حذفش کنم.مگه غیر از اینه؟

(فقط سعی کنین ناراحتم نکنین.خب؟)



تاريخ : شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

سلام بچه ها.جاتون خالی اونقد حال کردم بعضیا ضایع شدن.منظورم ماجرای یک دی بود.من یکی که خیلی حال کردم.اخه مگه همین جوریه که هیچی نشده زمین نابود شه!!! بالاخره خیلی حال داد.

 راستی یه ؟ به نظرتون قالب وبلاگمو عوض کنم؟لطفا بهم بگین.منتظرما.

((بزا یکم دیگه بخندیم.))

قهقههخندهقهقهه

بای بای                         



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٩ | ٦:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

دخترایی که با سلیقن و میخوان و میتونن اتاق خوشگلی واسه خودشون داشته باشن به ادامه مطلب یه سری بزنن.پشیمون نمشین.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٦ | ۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

چن تا اس عاشقونه گذاشتم.دو سه تاشو اینجا بخون بقیش تو ادامه مطلبه.

 

تو فقط با من باش...  

من قول میدم با خودمم قطع رابطه کنم!

بعضی سردرد ها نه با چایی خوب میشه،نه با خواب و نه با قرص!

بعضی سردرد ها فقط با دیدن یه نفر خوب میشه!!!

شب برات اس زدم که بگم:دنیام تاریکه مثه شب،تنهام مثه ماه،کوچیکم مثه ستاره،اما دوست دارم اندازه ی آسمونی که اندازه نداره.

.

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳ | ٥:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

همیشه منتظر کسی باش که

                             تو رو با همه ی دیوونگیت و بچه بازی هات قبول داشته باشه

و تو رو به همه نشون بده و بگه:

((این دیوونه جیگر منه!))



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳ | ٥:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

دو نفر که همدیگرو خیلی دوس داشتن و نمی تونستن یه لحظه از هم جدا باشن،با خوندن یه جمله ی معروف از هم جدا میشن تا همدیگرو امتحان کنن و هر کدوم در انتظار دیگری همدیگرو نمی بینن؛چون هر دوشون به صورت اتفاقی به جمله ی شکسپیر بر می خورن:

((عشقتو رها کن،اگه برگشت،مال توإ و اگه برنگشت از قبلم مال تو نبوده.))



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٢ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

برو ادامه مطلب شخصیتتو تست کن.

راستی نظر که یادت نمیره گلم؟چشمک



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٠ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

سلام دوستای گلم.بچه هابراتون چن تا عکس گذاشتم.

.

.

.

.

.

.

.

.

چقد عجله داری،یه لحظه صبر کن!

.

.

.

.

.

.

.

برو پایین میخوام یه چیزی در گوشت بگم.

.

.

.

.

.

.

.

.

خواستم بگم اگه عکسای دیگه ای خواستی حتما بهم بگو.

حالا برو عکسا رو تو ادامه مطلب ببین.

راستی نظر یادت نره.

بای بایبای بایبای بای



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٠ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : خودم

      

         یه روز یه دختر و پسر کوچولویی بازی می کردن.پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو هم شیرینی. پسر کوچولو گفت: ... .



ادامه مطلب
       

  • پوسته های وطن
  • مواظب