تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۳٠ | ٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : خودم

داشتم تو اتوبان می رفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد، باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق می زدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم: پس چرا حواست به بچه ات نیس؟

یه دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصغر پس ننت کووو؟

منبع:یکی از لینک های وب



  • پوسته های وطن
  • مواظب